مهارتهای نرم، نگاهها را بهسوی خود جلب میکنند؛ چراکه زیبا هستند؛ مانند حرکت فیالبداهه و خلاقانهی لئونل مسی ـ ستارهی فوتبال ـ در ایجاد یک مسیر به سمت دروازهی حریف و زدن یک گل درخشان یا به آتش کشیدن گیتار توسّط جیمی هندریکس در تکنوازی او در فستیوال مونتری در تابستان ۱۹۶۷ و همینطور گیتار زدن او با زبان و دندان یا تغییر لحنهای ناگهانی و فیالبداههی جان استوارت در طول اجرای یک انفرادی کمدی.
این نخبهها کاملاً جادویی و منحصربهفرد به نظر میرسند. در حقیقت، آنها نتیجهی سرعت بسیار بالای مغز در تشخیص الگوها و واکنش نشان دادن به روش درست هستند.
درحالیکه مهارتهای سخت با دقّتی قابلسنجش ساخته میشوند. (نکتهی هشتم را ملاحظه کنید.) مهارتهای نرم با بازی کردن، جستجو کردن و کشف کردن در محیطهای چالشی و متغیّر ساخته میشوند.
وقتی شما با موانع و مشکلات مختلف روبهرو میشوید و بارها و بارها به آنها واکنش نشان میدهید، شبکهای از مسیرهای عصبی حسّاس، درست میکنید که برای تشخیص و تحلیل شرایط و اتّخاذ واکنش و عکسالعمل مناسب به آن احتیاج دارید.
بهعبارتدیگر برای ساخت مهارتهای نرم، کمتر باید مانند یک نجّار دقیق رفتار کنید و بیشتر شبیه یک اسکیتباز در یک پارک اسکیت باشید؛ جسور و پرتکاپو، کنجکاو و آزمایشگر و همیشه در جستجوی راههایی برای به چالش کشیدن خود.
برزیل ـ مهد بسیاری از ماهرترین بازیکنان فوتبال دنیا ـ در پرورش بازیکنان از یک بازی منحصربهفرد به نام «فوتبال در اتاق» بهره میگیرد. بازی بسیار سریع و فشردهای که نوع ۵ به ۵ فوتبال میباشد که در زمینی به ابعاد زمین بسکتبال انجام میشود و تعداد تماسهای بازیکنان را با توپ، شش برابر افزایش میدهد و نیازمند تشخیص سریع الگوها و شرایط بازی و واکنش نشان دادن سریع به روشی درست میباشد و به تعبیر امیلیو میراندا یک استاد فوتبال دانشگاه سائوپائولو این بازی «آزمایشگاه ابتکار و بداههپردازی» بازیکنان برزیل میباشد.
زمانی که یک مهارت نرم را تمرین میکنید، روی انجام تعداد بالای تکرارهای متنوّع و دریافت بازخوردهای واضح، تمرکز کنید. خیلی نگران اشتباه کردن نباشید. موضوع مهم، جستجو کردن و کاوش میباشد. تمرین روی مهارتهای نرم، اغلب لذتبخشتر است؛ البته پرورش آنها نیز اغلب دشوارتر است؛ چراکه نیازمند آن است که شما خود را مربیگری کنید. بعد از هر جلسه تمرین از خود بپرسید کدام تصمیم، مؤثر بود؟ کدام مراحل، مناسب نبود؟ چرا؟
