زمانی که بهمنظور افزایش و شدّت تکرارها و مشخّصترکردن هدف، فضای تمرین را کوچک میکنیم، این کار میتواند باعث عمیقترشدن و مؤثّرترشدن تمرین شود.
یک مثال خوب برای این نکته در باشگاه فوتبال بارسلونا استفاده میشود که ازنظر بسیاری بهترین تیم فوتبال جهان است. روش مورداستفاده در این باشگاه، ساده است: اتاقی کمی بزرگتر از یک حمّام، دو بازیکن و یک توپ. کسی که بتواند مالکیت توپ را بیشتر در اختیار داشته باشد، برنده است. این بازی کوچک، یک مهارت مهم و حیاتی کنترل توپ را با استفاده از ایجاد یک سری شرایط رقابتی و نیز قابل پیشبینی که بازیکنان باید نسبت به آن واکنش نشان دهند و بنابراین بهتر میشوند، مجزّا کرده و تحتفشار قرار میدهد.
مربّی سابق آکادمی فوتبال بارسلونا به نام رودولفو بورسل در این زمینه میگوید: «به نظر، نابخردانه میآید؛ امّا جواب میدهد».
این نکته فقط برای فضای مکانیکی، کاربردی نیست. شعرا و نویسندگان با ابزار محدودکنندهی دیگری فضا را برای خود کوک میکنند تا خود را وادار سازند که در شکلی کوچک و خلاقانه بنویسند و بسرایند؛ مانند هایکو (شعر کوتاه که در سه سطر و در هفده هجا سروده میشود و امروزه اغلب مردم جهان، شعر ژاپن را با هایکو میشناسند.) و تمرینات نوشتههای کوتاه و در زمان کم.
نویسندگان طنز از فضای ۱۴۰ حرفی توئیتر برای افزایش مهارتهای خود در طنزنویسی استفاده میکنند. در تجارت نیز میتوان از مزایای فشردهسازی بهره برد.
تویوتا کارکنان جدید خود را با استفاده از کوچک کردن خطّ تولید و قرار دادن آن در یک اتاق که با ماکتهایی به اندازهی اسباببازی از تجهیزات پر شده است، آموزش میدهد. این شرکت دریافته است که این مینیآموزش بسیار اثربخشتر از آموزش در خطّ تولید واقعی میباشد.
از خودتان بپرسید کوچکترین فضای موردنیاز برای افزایش تعداد تکرارها و توسعهی سطح مهارت چیست؟ کجا فضای اضافه وجود دارد که از ارتباط آسان و سریع جلوگیری به عمل میآورد؟
