از دوران کودکی، این نصیحت خوب را از والدین و معلّمان خود شنیدهایم: «هر دفعه یک مقدارش را انجام بده و کمکم پیش برو».
این نصیحت اثربخش است؛ چراکه دقیقاً انعکاسدهندهی روشی است که مغز ما میآموزد.
هر مهارت از بخشهای کوچکتری ساخته شده است که متخصصین به آن اجزای مهارت میگویند. نسبت اجزای مهارت به کل مهارت مانند نسبت حروف الفبا به زبان است. هرکدام از آنها بهتنهایی تقریباً بدون استفاده هستند؛ امّا وقتی با هم ترکیب میشوند، اجزای بزرگتری میسازند (کلمات) و وقتی این اجزا با هم ترکیب میشوند، چیزهای بزرگتری میسازند (جملات و پاراگرافها). سپس آنها میتوانند چیزی زیبا و پیچیده بسازند.
بهمنظور آغاز جزءجزءکردن مهارت، ابتدا نحوهی دقیق اجرای مهارت را در ذهن خود حکاکی کرده و دقیق آن را مرور کنید؛ سپس از تکنیک ۴ × ۴ استفاده کنید:
۱) ۴ جزء کلیدی در اجرای این مهارت کدامها هستند؟
۲) هرکدام از اجزای کلیدی را به ۴ جزء کلیدی تجزیه کنید.
هرکدام از اجزای کلیدی را آنقدر تمرین کنید تا در آن ماهر شوید. برای مهارت در اجزای کلیدی باید در همهی اجزای ریزتر آن ماهر شوید و آنها را خوب به هم وصل کنید؛ سپس باید این اجزای کلیدی را به هم وصل کنید تا بهتدریج، کل مهارت ساخته شود؛ مانند قطعات یک پازل باید دقیق در کنار هم قرار گیرند تا شکل نهایی، کامل یا درست شود.
مهم نیست چه مهارتی را قصد دارید که بیاموزید. الگوی یادگیری، همیشه مشابه است. کل مهارت را ببینید. آن را به عناصر سادهتر تجزیه کنید. در اجرای آن عناصر، ماهر شوید. سپس آنها را به هم وصل کنید و تعداد تکرارهای باکیفیت را بالا ببرید.
مثلاً مهارت آبشار را میتوان به چهار بخش کلیدی تجزیه کرد:
۱ ـ گام برداشتن
۲ ـ پریدن و آمادهسازی دست برای ضربه
۳ ـ ضربه به توپ
۴ ـ فرود متعادل و ادامهی بازی
